تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

ب خدا من مدرسه بودم:|

    تو دلمم گفتم چرا همیشه هی 5ش هارو میپرسه:؟ حفظ نمیشع واقعا؟!

    رفتم تو اتاق.ir" target="_blank"> و راجع ب 5ش پرسید

    ظهر ک از مد برگشتم در خونه باز بود!گفتم عه!یکی داره میره خونمون! بعد دوربرگردونو ک پیچید دیدم بابا تو اون پیاده روهه اس ک باید ازش عبور کنم ک برم خونمون!

    پیاده شدم

    بعد نشستم کنار مامان ی کم حرف زدیم..ir" target="_blank"> با مامان راجع ب ی چیزی حرف میزنن ک انگار در مورد منه! همونجوری دستم رو اون بند چادرم خشک شده بود ک یهو اومد بابا بره تو اتاق خودش شکه شدم!

    بعد بابا پرسید لیمو؟! ی لیمو ترش دیگ تو کلاس یا مدرسه تون ندارید؟!گفتم نع! گفت پس و از مد اس اومده ک 5ش مدرسه نرفتی!

    من:| :/ -_- گفتم عه؟! گفت بیا اس ام اسش!!! دیدم راس میگفت:|فقط نوشته بود ولی گرامی فرزند تا اس عه اومد بابا میخاسته پاشه بیاد مدرسه!!!

    خدایا مرسی ک زندگی منو خالی و منم براش گفتم..پیدا بود آروم دارن با اون وُیس ک همیشه پیش مامان بابا ب وجود میاد گفتم سلام!^^ بابا گفت سلام:) ی کم حرف زدیم و شیطانی عه زد!) ب خدا داشتم سکته میکردم. معمولا اگ سکوت کنم خعلی بعدش احساس میکنه عذاب وجدان دارم ولی من چیزیم نود پس ی کم نشستیم حرف زدیم^^

    مامان میگفت شما در تاریخ 14 بهمن قایب بوده عسد!

    گقتم والا من اونجا بودم! گفت عاره یادمه خودم رسوندمت!!! بعد ی کم فکر کردم گفتم فقط مرضیه ترشیان(!) قایب بود ک اسمش پایین اسم منه ممکنه اشتباه فرستاده باشن!

    پوف.ir" target="_blank"> از دردسر نمیزاری^^


این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
ارسال شده در تاریخ شنبه 16 بهمن 1395 [ گزارش پست ]
منبع
برچسب ها :

, , , ,

آمار امروز پنجشنبه 23 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55489
  • تعداد مطالب :185655
  • بازدید امروز :152364
  • بازدید داخلی :8562
  • کاربران حاضر :169
  • رباتهای جستجوگر:107
  • همه حاضرین :276

دسته بندی موضوعات

تبلیغات

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر امروز

تگ های برتر